الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

373

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

تاريخ اسلام است ، اشاره شده است ؛ بنابراين بايد در سوره‌هاى ديگر هم تأملى داشته باشيم . ( 1 ) در ترتيب نزول گفته‌اند كه بعد از سورهء علق ، سورهء قلم قرار دارد كه با اين آيه شروع مىشود : « ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ » ؛ سوگند به قلم و آنچه مىنويسد . به لطف و رحمت پروردگارت تو مجنون نيستى . همين اعلام مىكند كه اين جمله در تنزيه و برائت رسول الله از جنون كه مشركان آن حضرت را بدان متهم مىكردند ، مىباشد ، چنان كه در آيهء بعدى مىگويد : « فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ » ؛ و به زودى خواهى ديد و آنها نيز خواهند ديد كه كدامين از شما ديوانه است ، و چنان كه در آيهء بعدى مىفرمايد : « فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ أَنْ كانَ ذا مالٍ وَ بَنِينَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ » « 1 » ؛ پس به تكذيب كنندگان گردن مده . دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمايند . از سوگندگوى پست ، ژاژ خواه و نمّام ، مانع خير ، متجاوز ، گناهكار ، كينه‌توز و رسوا اطاعت نكن اگر چه ثروت و فرزندان بسيار داشته باشند . آنگاه كه آيات ما را بر او بخوانند ، خواهد گفت : « افسانه‌هاى گذشتگان است . » اين كه محققى در صدد يافتن اشخاص معينى باشد كه منظور اين آيات هستند ، اين از تأويل آيات نخواهد بود ، بلكه اين ظاهر قرآن است و غير از آن خلاف ظاهر مىباشد . ( 2 ) طبرسى سه قول در اين مورد مطرح كرده است : گفته‌اند كه وليد بن مغيرة اموالى را بر نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله عرضه كرد تا او از دينش دست بردارد و گفته شده است كه اين شخص أخنس بن شريق ثقفى بوده است . باز گفته‌اند كه منظور آيه ، أسود بن عبد يغوث « 2 » بوده است . اين در حالى است كه اختلافى در اين نمىيابيم كه با ملاحظهء أوصاف ذكر شده در آيات سورهء مدّثّر : « ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً وَ بَنِينَ شُهُوداً » ؛ آن كسى را كه به تنهايى آفريدم به من واگذار . او را مال فراوان دادم ، و فرزندانى كه با اويند ؛ اين شخص وليد مىباشد ، چون حقيقتا فقط اوست كه در تاريخ اين اوصاف از مال و فرزندان برايش ذكر شده است و هيچ فرد ديگرى داراى چنين اوصافى نبوده است ؛ لذا هنگام اطلاق و ترديد ، اولى اين است كه منظور او باشد .

--> ( 1 ) . القلم ( 98 ) ، 10 - 15 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 501 .